الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

196

الغدير ( فارسي )

- در شگفتم كه روزگار غدار ، بر سر خود چه آورد : بىشك از عقل و خرد بيگانه بود . - بعد از « طلايع » گيتى ، بكدامين فرزند خود ناز و افتخار خواهد كرد ؟ - آيا گردش زمانه را در عهدهء كفالت « هادى » خواهد سپرد ، زيرا كه خيمه و خرگاه بر ماه كشيد ؟ ( 1 ) * جنازهء ملك صالح در قاهره مدفون شد ، بعدها فرزند برومندش عادل ، در سال 557 نهم صفر ، تابوت پدر را از قاهره به مزار تازه بنيانى كه در قرافهء مصر ( 2 ) ، براى او تأسيس شده بود ، منتقل كرد . و راهروى زيرزمينى از كاخ وزارت تا كلبهء سعيد السعداء كشيد ، و در اين باره ، فقيه يمنى ، عمارهء مزبور قصائدى پرداخت ، از آن جمله : خربت ربوع المكرمات لراحل عمرت به الاجداث و هى قفار نعش الجدود العاثرات مشيّع عميت برؤية نعشه الابصار نعش تودّ بنات نعش لو غدت و نظامها أسفا عليه نثار شخص الانام اليه تحت جنازة خفضت برفعة قدرها الاقدار - عرصهء جود و كرم از اين غم ويران شد ، گورستان آباد و خرم گشت . - بختهاى نگون سراسيمه به تشييع برخاستند ، ديده‌ها از گريه كور و نابينا شد . - نعشى بر فراز دوشها بر شد كه در آسمان كيهان « بنات نعش » از غم و اندوه درهم گسيخت . - بزرگمردان در زير جنازهء او قد برافراشتند كه از عظمت او قدهاى افراشته پست و نگون بود . * و از همين قصيده است : و كأنها تابوت موسى أودعت فى جانبيه سكينة و وقار - گويا « تابوت موسى » است كه از چپ و راست آن « سكينه » و رحمت روان است .

--> ( 1 ) قصيدهء ديگرى هم در سوك و ماتم ملك صالح در متن كتاب درج است ، هر كه خواهد رجوع كند . ( 2 ) گورستانى است در مصر ، به خطط مقريزى ج 4 ص 317 مراجعه كنيد .